ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

پيشگفتار 33

معجم البلدان ( فارسى )

بخارا به « خرتنگ » نزديك سمرقند تبعيد كردند و چنين بود تا در غربت درگذشت ( از خلكان ج 3 ص 329 - 331 و معجمد چ ع 1 ص 521 : س 4 - 10 ) . مخالفت و ستيز حاكمان سنّى سلفى عرب در چهار سدهء آغازين اسلام ، با بخارى تنها نبود ، ايشان با ديگر نگارندگان « صحاح ستّه » مانند مسلم قشيرى و نسائى نيز چنان كه خواهيم ديد ، مانند همين رفتار را داشته‌اند . ياقوت در اين كتاب 53 جا او را منبع كار خود نشان مىدهد . برد الخيار ( ابن - ) : صولى عباس پسر على . يا به گفتهء طبرى محمد پسر على مسئول ديه‌هاى ابراهيم فرزند متوكل عباسى ( 206 - 232 - 247 ) بود ( III 1499 ترجمه 6115 ) : از منابع ياقوت است كه در 9 جا از يادداشتهايى به خامهء او نقل مىكند ن . ك چ ع 1 ص 455 ترجمهء فارسى ص 339 پانوشت 7 . بزرگ ( ابن - ) عروضى : ياقوت در ( چ ع 2 : 383 : 12 و 4 : 353 : 15 ) معنى دو واژهء « خابور » و « لحيان » و وزن آنها را از « بزرج » نقل مىكند . كه براى عرب نما كردن آن گاف را جيم و پيشوند « ابن » در آغاز آن افزوده است . او همان بزرگ عروضى است كه در نديم ترجمه ص 121 ديده مىشود و ويراستاران ياقوت ، به نادرست در ( معجما 7 : 71 - 75 و 15 : 15 : 1 ) بزرج را به صورت برزخ آورده ، كنيت او را بومحمد و نام پدرش را محمد ساخته . نديم او را از ويژگان فضل يحيا كشتهء 193 ( برمكى ) و مخالف خليل عروضى فراهيدى ( 100 - 170 ) و يونس نحوى بن حبيب ( 94 - 182 ) مىشمرد . گويا ياقوت ، بزرگ عروضى سدهء دوم ، هم روزگار و مخالف خليل عروضى را ، با بومحمد عروضى مقدسى عضو انجمن فيلسوفان بوسليمان سجستانى منطقى در ربع سوم سدهء چهارم با دو سده فاصله يكى شمرده است . بهرحال نديم و ياقوت در شمار نگارشهاى بزرگ عروض دو كتاب عروضى بزرگ كوچك را ياد مىنمايد كه بر ضد خليل عروضى نگاشته است . گويا به نظر بزرگ ، نسبت دادن وزنهاى علمى و پيچيدهء عروضى شعر را به عربهاى بيابان ، از الهام وزارت زنادقه دانسته و آن را تكذيب مىكند . پس تهمتهايى كه وابستگان آن وزارتخانه ، حمّاد و جنّاد به بزرگ عروضى مىزدند نيز بىدليل نمىماند . بشّار ( ابن - ) : ن . ك : انبارى ( ابن - ) بشارى : شايد تصحيف به يارى باشد . ن . ك : مقدسى به يارى . بشكوال ( ابن - ) : خلف پسر عبد الملك ( 494 - 578 ) اندلسى . از منابع ياقوت براى تاريخ و جغرافياى باختر آفريقا و اندلس است ، و از وى 30 جا نقل دارد . ن . ك چ ع 1 ص 332 ، فارسى ص 293 پانوشت 2 . معروفترين آثار او بنام « صله » دنباله‌اى است كه براى « تاريخ علماى اندلس » نگارش ابن فرضى ( ن . ك ص 81 كتابنامه ) نگاشت و در سال 1883 تا 1892 م به كوشش كودير ، در ما دريد در يك رشته تاريخ‌هاى اندلس ، به زبان تازى ، زير عنوان « كتابخانهء عربى اسپانيا » به ترتيب زير چاپ شد : 1 - صله از ابن بشكوال دو جلد . 2 - تكملهء صله ، نگارش ابن ابار دو جلد . 3 - معجم ، زندگينامهء ياران بوعلى صدفى ، نگارش همين ابن ابار . 4 - بغية الملتمس در تاريخ دانشمندان اندلس ، دو جلد . 5 - تاريخ علماى اندلس ، از ابن فرضى ، دو جلد .